قیل و قال
دلِ او هم گاهی می‌شکند
*IN EVERY STRANGER'S EYES
I'm still lovin' you
GONE WITH THE SIN , MY BABEE....*
همیشه راه‌هایی هست
من‌م، من‌م ،که سرخ‌ه رنگ پیرهن‌م*
در حال تعمیر است...
...
بازگشت به سنت قدیمی «زن و مرد» خوانی
باز هم ترین‌ها
صور در غمزه
چون است حال بستان، ای باد نوبهاری؟
قصه‌ی ظهر دوشنبه
عشق‌بازی با خون‌بازی
به جای آرزو
رام کردن داستان سرکش!
یک روز مانده به شنبه
ریشه‌یابی درد کهن*
داستان(روایتِ تاریخ و تبار یک انسان)
B
A
این روزها
این شماره‌ی هشت نیست
7
6
5
4
3
2
1
cinema, Xanado, cinema
تمرین برای عضلات گرفته
آخرین
we livin' on a prayer ...while life is goin' on
زبان ترجمه
we livin' on a prayer!
داستان(بدون بازنویسی)
از سیر تا سماق
روزانه نویسی
یعنی که چه؟؟؟
ساعت بیست و ششم از شعر شاعره‌ی شهیر شهرمان
کار نیکو کردن از پُر کردن است


اسکارلت اوهارا یا چه‌گوارا؟
دا یعنی مادر
مانیفست نوشتن
زندگی یعنی ادامه ندادن...ناتمام ماندن.
یادداشت‌هایی شخصی در باب شدّت و ضعف گرایش به فرم
یلدایی که کش آمد
الباقی قضیه
خانم، آقا یک یادِ خالی شده نمی‌خواهید؟
موی‌اش را آتش می‌زنند!
اسباب‌کشی
عکس‌ها چه روایت می‌کنند.
آی دنیا منو نیگا کنین!
زنانه
پایین‌دست‌ترین کاربری؛ ترکش‌های داستانی
بعد از مانیفست حداقل‌خواهی... تا رد شدن از زلال آب

باز بیماری باز تب
بی توضیح
دل‌گویه
برای ر. واو یا واو ِتنها
از دورترین خاورهای ذهن زمین
می‌ارزه؟
From now on ,no fu.cking problem!
تب‌نامه‌ی یک صبح زود دوشنبه‌ی نزدیک به پاییز
پای‌کوبی‌های روزانه‌ی من
نیلوفر و کرگدن و Lynch
تردید و یاد و شاخه‌ی نیلوفر
یک روز شادی در را می‌زند
زندگی خارج از قاب
مانده از قبل
باز هم زبان، این بار به شکلی دیگر
راست‌اش من ندیده‌ام، اما شنیده‌ام
آدم‌ها چند دسته‌اند!
همین دیگر و همین یعنی خیلی
اولتراناسیونالیست!
منوی روز ؛ انتخاب سرآشپز یا راهی برای فرار از همه!
برای آن‌که می‌خواهد دیگر نباشد
بازی سه پرده‌ای
داستان(بازنویسی نشده)
بی‌جنجال ؛ آقایان! متشکرم.
مربع، مربع عزیز من
ترجمه‌ی مزخرف؛ معنا و مفهوم آن از دید یک خواننده این است که...*
کتاب، فیلم، تئاتر، سایت ادب وفرهنگ و هنر و فرهنگ و فرهنگ و ...ای‌دادبی‌داد.
تیتر بی‌تیتر، موضوع بی‌موضوع
زه زدن‌های باقی‌مانده‌ی سال 84
من، مولف، زنده‌ام!
هزارتو و سکوت
آگاهی‌نامه!
تویی که مسببِ لذت دقایقی
تازیانه بزنیدم، واژه‌ها!
تجربه‌ای از یک خوانش
کوچ؛ بی‌مرگی ادبیات؟
دی
داستان
داستان و چند نکته بی و با اهمیت
"برای قهر تلخ طبیعت: فراموشی"*
اولین حرکتِ تغییر دکورواسیون!
آگهی تغییر کاربری!
داستان
جوابیه‌ای از سر اجبار!
جان ملکویچ بودن تنها ارزش‌اش به بازی‌گر بودن است. همین.
چند خبر داستانی
نفرت‌ستان
این تنها و فقط و خالص پاسخی است به یک نامه دریافت شده از یک دوست
م.ل. ، من و ملکوت
بوی تراشه‌های مدادهای رنگیfaber castle
کابوس
سوت (یک اسکیس)
داستان
اصل بر این است: هرمتنی خود زبانش را انتخاب می‌کند.(بخش سوم بحث درباره‌ی کاربرد زبان در ادبیات)
این زبانی است که راه هم می‌رود.(نگاهی به کاربرد زبان در ادبیات / بخش دوم)
یک کاربرد دیگر زبان برای بیان حالت‌های خاص
نگاهی به نقش زبان در ادبیات (بخش اول)
یک داستان شب
فرازهایی از دومین نامه‌ی اکبر گنجی
GOODBYE CRUEL WORLD! THERE'S NOTHING LEFT FOR ME TOO SAY...
آی گرگ...
آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب
هذیان‌های یک گرمازده که تازه در ابتدای راه است و تا پایان تابستان هنوز...اوه ه ه ه دو ماه و نیم دیگر مانده!
بشکن بزنید و اشک بریزید.
...
post election
بیایید نمیریم
من در دقیقه‌ی نود و دو و نیم
حکایت قنطورسی‌ها!
روزی دیگر. ها؟
ما و ادبیات و انتخاب و یک قصه

WANTED*
بخش‌هایی از گفت و گوی رضا قاسمی
+0+0+0
یک نع گنده!
باد ما را خواهد برد...
اندر فواید تصمیمات جدیدالتاسیس(100٪ آنتی عربیسم!)
غروب سه شنبه‌ها
من سوت می‌زنم و از این‌جا رد می‌شوم!
شن ، زن و مرد
داستان
When you cried I'd wipe away all of your tears
بخشی از یک داستان بلند
قصه‌ی پینگ و زیباترین‌های سال 83 و به روز کردن‌های زورکی!
تشنه‌ی سینمای متفاوت
امروز روز اول فروردین ماه بود
Dead woman walking
یک داستان قدیمی
حرف‌های من
یک گفت و گو که می‌تواند سرآغاز یک بحث جدی ادبی باشد
یک نامه
ادبیاتِ من

از سرزمین های جنوبی
× o × o ×
گیجاویج
داستان (مهمان)
یادداشتی بر پاگرد محمدحسن شهسواری
بهانه ی نوشتن
مرد اثیری: پدیده ای نو یا خاک گرفته در گذر تاریخ؟
میان نویس فوری!
کولی ها و از هر دری سخنی
فیلم کوتاه ، داستان کوتاه ، زندگی کوتاه ...
ای روشنی صبح به مشرق برگرد
خارش (بازنویسی)
داستان
اندر ستایش آبی ماوراء بحار
هذیان های دم صبحی نم ناک از باران و نصیحت های پدرم که شعرگونه بود
بی شرح
معرفی یک کتاب
برسد به دست شهرنوش پارسی پور...
غرابت تنهایی...
داستان
یزدنامه
طرح یک داستان: یک دوشنبه ی ساده
سَحَر شده
داستان
عادت می کنیم(2)
زویا پیرزاد یا چگونه سعی کردم عادت کنم اما نشد* (بخش یک ام)
آدينه‌نامه
شیدا ، انگار گریسته ای؟... (یک زنانه)
صدامو می شنوی؟
سفر چیز خوبی است...
نوشته ای در جایی دیگر
ساعت 21
بی موضوع
داستان، داستان خوانی و دیگر هیچ
از کنار هم می گذریم
پاسخی به نامه ی یک دوست.
سینما تا ابد حسرت دن کورلئونه را خواهد خورد
سینما
شهر قصه، ولی نه این شهر قصه ای که تازه به بازار آمده!
قاصد خبر بد
وقتی در رودخانه ی جنگل آّب تنی می کنی چشم ها تو را می پایند.
برای تو... (تو که نه! ... آهان تو)
جلسه ی کولی ها افردا(پنج شنبه 28خرداد) ساعت 5/2 بعد از ظهر ، نشر ثالث.
از سر دلتنگی
(...)
بيا با گچ لي‌لي بكشيم...
داستان
خوب يك بخشه. خ واو ب.
داستان
داستان( ماهزاده امیری)
سادگی، آماتوریسم، خوش بینی یا صداقت؟
داستان واره
كي شعر ترانگيزد، خاطر كه حزين باشد؟
وقتي با رايانه مي‌نويسي نوشته‌ات خيس نمي‌شود.
افاضات یا اضافات؟!(نمی دانم!)
برداشت های فراوان از نمایشگاه کتاب!
داستان
هنوز هم فرق می کند تاریکی با تاریکی
پراکنده جات
چرا اینقدر فرق میکند تاریکی با تاریکی.
این هم روشی است.
آدم های همه فن حریف
داستان
تب
داستان (بازنویسی شده)
سخنی باید گفت
گوشه هایی از یک نامه خیالی به یک آدم خیالی در عالم خیال
دلمشغولی های داستانی
داستان
نوشی کو؟
تیتر بی تیتر
سلام بر مجاز...
اون لحظه ی نوشتن کجاست؟
ننه سرما تنبل شده!
محل کسب!
یادت به خیر مهاجرانی!
شیوه ی برخوردمون چیه؟!
اول کلمه...
زندگی رسم خوشایندیست...